الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

17

تفسير مجمع البيان (فارسى)

بيان آيهء 33 - 34 لغت نفى : اصل معناى اين كلمه ، هلاك كردن و اعدام است . نفايه ، نابود كردن خوراكيهاى متعفن . به معناى طرد و تبعيد نيز به كار ميرود . شاعر گويد : ينفون من طرق الكرام كما * ينفى المطارق مايلى القرد يعنى : آنان از راه بزرگان طرد ميشوند ، هم چنان كه چوب پنبه زنان ذرات پشم و پنبه را دور مىكند . خزى : فضيحت و رسوايى « خزى يخزى خزياً » يعنى افتضاح شد . لبيد گويد : « و اخزها بالبر للَّه الاجل » يعنى نفس را بنيكى براى خداوند بزرگ خوار گردان . اعراب فساداً : مصدر كه بجاى حال به كار رفته ، يعنى « مفسدين » أَنْ يُقَتَّلُوا : محلا مرفوع و خبر است براى « جزاء » الَّذِينَ تابُوا : ممكن است مرفوع و مبتدا و خبر آن « فاعملوا » و ممكن است منصوب و مستثناى از « يقتلوا » باشد . شأن نزول در سبب نزول اين آيه ، اختلاف است . ابن عباس و ضحاك گويند : دربارهء كسانى نازل شده است كه با پيامبر خدا پيمان بسته بودند و پيمان خود را شكستند و در روى زمين فساد كردند . حسن و عكرمه گويند : دربارهء اهل شرك نازل شده است . قتاده و سعيد بن جبير و سدى گويند : دربارهء عرينيان نازل شد . اينان بمدينه آمده ، مسلمان شدند . لكن آب و هواى مدينه با آنها سازگار نبود و رنگ آنها زرد شد . پيامبر به آنها دستور داد كه بروند از شير و بول شتران بنوشند تا بهبود يابند . پس از آنكه از